Posts filed under ‘اشعار ،




برگزیده ایی از سروده های فرزانه شیدا



  • در وب سایت پیشین جاودانه ها سروده های فرزانه شیدا شاعر گرانقدر کشورمان جایگاهی بخصوص داشت اینبار با کمک این شاعر گرامی بخشی از سروده های ایشان تقدیم شما پارسی زبانان گرامی می گردد . امیر همدانی


      افزودن دیدگاه اوت 15, 2009

      زندگینامه و اشعار شکوهه عمرانی ( شیرین )

      شکوهه عمرانی را بیشتر اهل ادب و شعر با نام شیرین می شناسند او زاده شهر «سهراب» کاشان همیشه زیبا است . تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه در زادگاهش بوده ، سپس به منظور ادامه ی تحصیل به تهران می آید و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ی مترجمی در همان جا به پایان می رساند . مدتی در سازمان برنامه و بودجه بعنوان کارشناس مشغول به کار می شود و بعد از چند سال خدمت در این سازمان بعلت ماموریت همسرش به سویس می آید و در ژنو موفق به اخذ دیپلم زبان فرانسه از دانشگاه این شهر می گردد او موفق می شود مدرک خدمات اجتماعی از انستیتو مطالعات اجتماعی را نیز کسب کند .در ژنو در سازمانهای مختلف فرهنگی مشعول به کار می شود و هم اکنون عضو چندین سازمان خیریه فرهنگی و هنری می باشد .از 5 سال پیش شروع به سرودن شعر می نماید . در واقع ذوق سرودن شعر در او با خواندن اشعار پدر بزرگش سید رضا صانعی کاشانی جان می گیرد و مرگ مادر شوریدگی و سرآیندگی را در او به وجود می آورد و نخستین شعرش را برای مادرش می سراید . کمی بعد شروع به ترجمه ی اشعار می کند این در حالیست که همزمان در یک موسسه ی پزشکی مربوط به امور تغذیه مشغول به کار است . او هم اکنون مدیر سایت وزین و پر بار کلید تمدن ( مرکز انجمن سویس ژنو ) به آدرس www.chokouh.mee.ir می باشد .
      شاعر توانا فرزانه شیدا که او هم در خارج از ایران و کشور نروژ زندگی می کند اشعار و ترجمه های » شیرین » را بسیار می پسندد و آثارش را دارای روح و زیبای خاصی می داند .
      برای شکوهه عمرانی ، شاعر و سراینده عزیز کشورمان آرزوی سلامتی ، بهروزی و طول عمر می نماییم .
      اشعار و سروده های شکوه عمرانی (شیرین)

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      مرزها را بگشاییم

      چه زیباست

      بی مرزی ملت ها

      بی مرزی ایین ها

      چه زیباست

      بی مرزی فرهنگها و تمدن ها

      بی مرزی سیاه و سپید

      سالخورده و خردسال

      و چه زیباست

      دست ها در دست ها

      در جای جای دنیا

      شکوه

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      سایه

      آه
      چقدر دوست دارم با سايه ام حرف بزنم
      گوش میدهد حرفهایم را
      می فهمد مرا
      خوب میدانم
      مرا بیگناه متهم نمی کند
      زورمند نيست
      و اسیر نمی سازدمرا
      سایه ام فضل نمی فروشد
      وافتخار آمیز نمی داند
      آمیزش با زورمندان را
      سایه ام حسود نیست
      وتحقیر نمی کند مرا
      تملق نمی گوید
      همانند سگان گرسنه
      و دروغ نمی بافد
      سایه ام بی صداست
      همانند سکوت سحرگاهان
      اما صد هزار ان سخن
      درجای جای سینه نهان دارد

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      کلبه ی عشق

      دوست دارم در لبخندشیرین تو خود را گم گنم
      دوست دارم درنگاه گویای تو پنهان شوم
      زیرا که عشق زیباست
      به وسعت دریاهای بیکران ،به عظمت کوهساران
      با تو بودن زیباست
      با تو زیستن زیباتر

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      ادما

      میخوام برم به اسمون

      میخوام برم به کهکشون

      میخوام برم پیش خدا

      بهش بگم از ادما

      این ادمای بی وفا

      این ادمای پر حسد

      این ادمای جاه طلب

      این ادمای پول پرست

      مدام میخوان ازار بدن

      سد سر راهت بشن

      ای خدا جون

      تو که معروفی بعدل وداد

      چرا ادما بی عدل وداد

      از تو میخوام

      یه ذره عدل برای ما

      یه دنیایی

      برابر برای ما

      چرا که نه

      چرا که نه

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      اسیر

      من زنم

      اسیرم

      بال و پر شکسته ام

      در قفس افسرده ام

      در حسرت پرواز

      در اسمان ازادی

      در ارزوی به اوج رسیدن

      به کمال رسیدن

      ولی افسوس

      من نیمه ام

      آرزوهایم مدفون

      بی اجازه ی او

      دنیا برویم بسته

      بی وجود او

      بی وجودم، بی حرمتم،

      بی نام و نشانم

      گمنامم

      صدا در گلویم خفه میشود

      و من ساکت وخموش

      همچون پروانه گرد شمع میسوزم

      و ذره ذره اب میشوم

      تاکی باید سوحت

      تاکی باید سوحت

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      به پسرم

      دوستت دارم، دوستت دارم

      به پهنای اسمونها،به وسعت ستاره ها

      قلب مهربونت به من امید میده،نور میده

      هستی وحیات میده

      تو مرا میفهمی

      تو مرا میفهمی

      صبر و تحملت

      نوع دوستیت، وفایت

      منو به اوج میبره

      به اغوش آسمانها

      در انجا که از بی مهری و ظلم اثری نیست

      بر من بتاب تا از گرمایت گرمی پذیرم

      و زندگی برام تحمل پذیر شود

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      نمیدانم چرا جنگ

      نمیدانم چرا جنگ

      و چرا جنگ

      چرا با نام مذهب می کنند جنگ

      مگه مذهب پیام صلح و اشتی نیست

      مگه مذهب برا یکپارچگی نیست

      مگه انسان ز یک اصل و نسب نیست

      مگه کل مذاهب نیستند صادق

      بر یک خدای واحد

      بس است جنگ وستیز

      بس است جنگ و ستیز

      تو ای انسان قرن بیست

      بر سر مذهب نمی اری ستیز

      باید فراتر رفت

      باید فراتر رفت

      خدای بی همتای ما یکیست

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      بهار

      بهار امد بهار آمد

      بهار گل فشان امد

      افتاب زرفشان امد

      دشت و صحرا گشت پوشیده
      از مخمل های سبز

      بلبلان ســر میدهند اواز نغــــز

      ماهیان رقص امدند در اب

      و سرمستند ازین تغییر وضع

      پاک گردید از سوگ زمستان

      کوهسار و صحرا و اسمان

      بیا انسان ،بیا انسان

      تو هم بر گیر این پند طبیعت را

      تو هم بر شوی دل را ز غم ها و کدورت ها

      تو هم بر شوی لب را از این زخم زبانها

      طیبعت باز پیغامی دگر دارد برایت

      تولدی دیگر
      ……

      کودکی

      ای کودکی من

      تو چه زیبا بودی

      زیباتر از قرص ماه

      لطیف تر از برگ گل

      خوشبوتر از عطر گل

      بزرگتر از اسمون

      یه قلب پاک وساده

      منهای بغض وکینه

      با یک عروسک قانع

      دنیای ماهی داشتی

      تنها غمت بازی بود

      شریک وهمبازی بود

      یه تو پ خال خالی بود

      میشه که برگردی دوباره

      میشه که بر گردی دوباره

      اگه توبرگردی دوباره

      اسمون من میشه پر از ستاره

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      رابطه ها

      امشب در سکوت تنهایی خودم
      به رابطه ها فکر می کنم

      به پنجره های رابطه
      که ارام ارام بسته میشوند

      به کرکره های رابطه
      که اندک اندک پایین کشیده میشوند

      به سردی دلها ودستها

      به پژمردگی احساسها و عاطفه ها

      چه زیبا بود ان رابطه ها

      چه زیبا بود گفتگو ی همسایه ها

      تنگ غروب کنار پنجره ها

      یاری رسوندنها

      پیوند قلبها

      چه زیبا بود

      فشردن گرم دستها

      دوستان با وفا

      یاران دیر پا

      من به گذشته ها ی دور سفر کردم

      تا تصویر این رابطه های قشنگ را در ذهنم مرور کنم

      چه سفر زیبا و خیال انگیزی بود

      چه صحنه ها ی دل انگیزی بود

      من این لحظه ها را هزار بار بوییدم

      من این لحظه ها را هزار با ر بوسیدم

      زندگی یعنی همین لحظه ها

      همین لحظه های پر معنا

      همین لحظه های پر معنا

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      روزگار تنهایی

      خانه ی ما خالیست

      خانه ی ما خالیست از شور زندگی

      دیکر کسی پذیرای مهمانها نیست

      سکوت بر همه جا سایه افکنده

      بر پیکره ی دیوارها. بر نقوش قالی

      بر تابلوها واشیای زینتی

      فضای خانه سنگین است

      تنها نور چراغها این سکوت را کمرنگ تر میکند

      هرکس در گوشه ای

      در تنهایی و انزوای خودش

      بیگانه تر از یک بیگانه

      خالی از مهرو عاطفه

      و من در حسرت یک گفتگوی صمیمانه

      یک اشیانه ی گرم

      یک صدای اشنا

      یک همدل و همراز

      یک همخوان و همنوا

      یک امید دلنواز و هستی ساز

      چون شمع میسوزم و قطره قطره اب میشوم

      چرا این جدایی

      چرا این سکوت و تنهایی

      فرصت ما کوتاه است

      زندگی یگ گذر گاه است

      زندگی چون جویبار است

      لحظه هایش زرنگار است
      لحظه هایش زر نگار است

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      جوانی

      من جوانم

      جز نور عشق نمی بینم

      جز گل مهر نمی چینم

      زر وسیم را نمی فهمم

      من سرگردان کوجه ی عشقم

      آری سرگردان کوجه ی عشق

      ولی افسوس

      خیلی زود درمیابم

      که عشق قصه ی کوتاهی بیش نیست

      تورا
      با سیم و زرت میجویند

      تورا
      با مال و مقامت می سنجند

      خیلی زود درمیابم

      که زیربنای همه ی صعود ها

      ورق های کاغذیست

      و گاهی هم
      پایمال کردن حق دیگریست!

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      خزان زندگی

      خزان زندگی زیباست

      لبالب از خاطره ها، غم ها و شادیهاست

      و زیباتر از غروبی بی انتها

      دوران پر باریهاست

      نشانه ی رنج درپیشانی هاست

      دوران قصه ها ی دلنشین وشورانگیز مادر بزرگهاست

      ولی افسوس
      ….
      در اغاز خزان زندگی این عزیزان

      همچون قطرات باران

      از صفحات زندگی محو میشوندو

      همانند برگهای خشگ پاییزی

      طعمه ی جویبار میگردند

      ثمره ی سالها رنج ومصیبت

      تنهایی ،بی همزبانی

      وبدینسان است که

      آینه ی قلب رئوفشان

      در هم می شکند

      و مینوشند نابهنگام

      شراب تلخ نیستی را

      بیائید بیایید

      دست دوستی در دستانشان نهیم

      و بنوشیم از جام پر بارشان

      و بر گیریم قطره ای

      از دریای تجربیاتشان

      بپذیریم انها را

      با آغوشی باز و فراخ

      وبیاویزیم بگوش

      پند هایشان را

      همچون گوشواره ای زرین

      و بسازیم زینت بخش جان و روان

      فردا خیلی دیر است

      فردا خیلی دیر است

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif


      دو سرو ناز

      توی یک باغ قشنگ

      با گلای رنگ وارنگ

      دوتا سرو نازدرکنار هم

      مهربون ویار هم

      سر نهاده بر سر هم

      با ندای باد

      نجوا میکنند

      عاشقانه در دل هم

      عقربه های زمان

      عشق پر شورشان را

      مینوازدلحظه به لحظه رنگین تر

      نوای انها

      نوای عاشقانه وهمگام است

      جاودانه و پر ترانه است

      میدانی نوایشان چیست؟

      زندگی بایدکرد

      سبز باید ماند

      عشق باید چید

      شاد باید زیست
      آزاد باید زیست

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      طبیعت را صداکن

      ای انسان توتنها نیستی

      گلهای زیباو رنگارنگ

      برای نرگس چشمان تو میشکفند

      عطردل انگیزشان مشام تو را نوازش بخش است

      شکوفه ها بروی تو لبخند میزنند

      باران برای تو مینوازد

      کوهساران برای تو سپید گون میشوند

      پرندگان خوش نوا برای تو ترانه میسرایند

      نور نقر ه فام آفتاب

      با سخاوتی عظیم انوارش را

      بر تو می افشاند

      دریاها ی بیکران برای تو میخروشند

      با طبیعت راز پنهان خودرابگو

      با طبیعت شرح نامردیها را بگو

      میدانی تنها اوست که

      صدای ترا میشنود

      و با تو یار و همساز میشود

      تنها او

      اری تنها او

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      به خواهرم

      خواهر خوب ومهربون من تویی

      ستاره ی اسمون من تویی

      یار وغمخوار من تویی

      تنها تویی

      تنها تویی

      جایگاه والای مادر من تویی

      شمع شبهای تار من تویی

      من و توهمخونیم با یک نوا میخونیم

      دوست داشتم با حضورت منو شاد کنی

      شاد و سرافراز کنی

      ولی نشد ولی نشد

      نگران مباش خواهر مهربونم

      من یه همنشین خوب دارم
      اون بالا ها یه نور امید برق میزنه

      هر روز به من سر میزنه

      نور خدا

      نور خدا

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      به پدرم

      پدر مهربونم

      وقتی تو رفتی

      نونهالی بودم

      فقط یادم میاد

      شبی سوگواری بود

      ومن نمیدونستم برای چی

      بعد ها فهمیدم

      برا اینکه تو دیگه تو این دنیا نیستی

      نمیدونم چرا رفتی

      اگر تو میماندی زندگی زیبا تر بود

      قلب من شاد تر بود

      پشت من گرم تر بود

      وقتی من به دنیا ی شما اومدم

      مادرم بتو گفته بود

      باز هم دختر است

      و تو گفتی

      دختر و پسر برای تو برابر است

      افرین بر تو ای پدر

      تو پیشرو زمان خود بودی

      تو در ورای افکار زمان خود بودی

      تو را میستایم

      تو را میستایم

      تو به مادر سفارش داد ی

      ما رو بی مطالعه به کسی نسپارد

      و او هم سعی خودش را کرد

      تو در غربت ما را ترک کردی

      و من در غربت زندگی میکنم

      ایا سرنوشت من و تو با غربت در امیخته بود؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      من و تو مامیشویم

      خسته ام از نامهربانیها

      دورویی ها بی وفایی ها

      گریزی نیست من را زین تهاجم ها

      پلکهایم را روی چشمانم می نشانم

      تا دمی اسوده مانم

      زین دنیای پر خروش و ماجرا

      و غم ها را فروبنشانم
      با سکوت لجظه ها

      و نامردمی ها را

      با اشگ دیده ها

      میل پرواز در من

      اوج میگیرد

      تا شاید

      بدنیایی راه یابم

      که در ان تنها

      انسان بودن را شاهد باشم

      صداقت و صفا را

      مهر و وفا را

      برابری و حرمت انسانها را

      از هر نژاد و ایین

      جاییکه در ان

      فاصله ها معنی ندارند

      و من و تو ما میشویم

      و من و تو ما میشویم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      زندگی در معنا

      تو در معنا با منی

      در کوچه پس کوچه های احساس قدم میزنی

      صدای قدمهایت بذر امید برتمامی ذرات وجودم می فشاند

      همین معنا، همین امید

      همین احساس ظریف

      در عصری خالی از عواطف

      در عصری پر فریب

      مرا باتو پیوند میدهد

      و من میدانم که در معنای تو حل خواهم شد

      و تورا صدا خواهم کرد
      تنها تورا

      تنها تورا

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      با تو بودن

      زندگی رو با تو من آغاز میکنم

      غم رو رها کرده و پرواز میکنم

      با تو روزام شیرین میشه

      شبهایم آتشین میشه

      با تو نور امید میشم

      مثل یاس سپید میشم

      بوی گل و بوی علف

      عطر میپاشم به هر طرف

      شاد و دلانگیز میشم

      از خوشی لبریز میشم

      با من بمون شاد بمونم

      مثل قناری بخونم

      مثل يه غنچه باز بشم
      حس تو را آواز بشم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      لحظه ها را باور کنیم

      کاش می شد

      غم ها را فراموش کنیم

      کینه ها را خاموش کنیم

      لحظه ها را باور کنیم

      نیستی را باور کنیم

      هستی را بارور کنیم

      خار را از تن کنیم

      برگ گل بر تن کنیم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      رقص اتش

      من در رقص اتش

      آغاز تمدنها را دیدم

      عشق را دیدم

      عروس سپید را دیدم

      بید مجنون را در پهنه ی اسمان زیبا دیدم

      قامت رعنای تو را دیدم

      برق چشمان تو را دیدم

      درخت را با پرندگان خوش نوا دیدم

      جشن ماه و ستاره را دیدم

      جنگ دیدم

      موشک و خمپاره دیدم

      سلاح هسته ای دیدم

      ای اتش

      تو مقدسی

      تو نوید عشق و سروری

      تو پیام آور نوری

      چرا با جنگ و خون درآمیزی؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      دوست

      تو یار منی
      همدم و غمخوار منی
      محرم اسرار منی
      قبله ی آمال منی
      با شادی تو شادم
      با غم تو بی تابم
      افسوس که تو بیوفایی
      با یک نگاه دیگه
      منو ز خود میرانی
      چشممو گریون میکنی
      قلبمو لرزون میکنی
      منو دگرگون میکنی
      حیرون و مجنون میکنی
      من تو رو با یار میخوام
      تو منو بی یار میخوای
      اما باید بهت بگم
      اتحاد پیام منه
      اتحاد کلام منه
      سرود لحظه های منه
      پایان غم های منه

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      پاس داریم ارزش های انسانی را

      رسیدم من به شهر طلایی ارزوهایم

      به شهر شوق و شور

      شعر و غرور

      نور و سرور

      در آغوش میکشم مام وطن را

      بوی خوش آشنایی

      نوازش میدهد مشامم را

      چون عطر یاسهای سپید

      در کوچه باغ های خاطرات کودکیم

      و غربت من رنگ میبازد

      دریغا

      از میان ترافیک انبوه

      در فضایی سنگین و دود آلود

      عبور میکنم

      صف های طویل بنزین

      خیره میسازد چشمانم را

      با خود زمزمه میکنم

      عجب صبری …

      این مردمان گرم و مهربون

      بگرمی آفتاب آسمون

      چرا بدینسان میزیند؟

      در تاکسی بودم

      مسافری نان گرم

      با لبخند ی گرم

      به من تعارف کرد

      خواستم پرداخت کنم

      راننده با گرمی تعارف کرد

      از عابری آدرسی را پرسیدم

      تا مقصد مرا همراهی کرد

      پاس داریم ارزش ها ی زیبا انسانی را

      در ورای نا انسانیها و نا بسامانیها

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      اگر تو نبودی

      ای آب ابی زیبا
      تو نقاش جان آفرینی
      تو ابری که
      بر پهنه ی آسمان می نشینی
      تو باران روزی و رنگی
      تو عروس قله های بیرنگی
      تو رقص خیال انگیز فواره های رنگارنگی
      در شب های طویل بیرنگی
      تو آبشار نغمه های آهنگی
      تو دریای نوری
      تو آرام جانی
      تو نور امیدی
      اگر تو نبودی
      کحا کسی میبود
      اگر تو نبودی
      کجا کسی میبود

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      شهر رویا ها

      ای خواب خوش شیرین من
      ای راحت جانهای بیفرار
      مرا باخود ببر
      ببر به شهر شيرين روياها
      تا با تو پرواز کنم
      در سبز آسمان زیباییها
      بگذارتا دمی فراموش کنم
      اندوه زمانه را
      آزارهای بی بهانه را
      تنهاییم را
      مرا ببر به سرزمین خاطرات آفتاب
      خاطرات دور دور
      خاطرات شیرین کودکی
      خاطرات صفاو سادگی
      خاطرات قصه های شورانگیز مادر بزرگ
      خاطرات کرسی گرم و نگاه گرم و گویایش
      خاطرات سماور و چای گرم و چایدان مادر بزرگ
      وآینه و شعمدان نقره ای عروسیش
      که میدرخشید همچون نور نقره فام خورشید
      بر تارک طاقچه اش
      روی پارچه ی گلدوزی شده
      با دستان جوانیش

      خاطرات خانه ی قدیمی هشت دری مادر بزرگ
      با شیشه های رنگی
      دیوارهای اینه کاری
      وحوض پراز ماهی
      زرد و قرمز و قهوه ای
      و سرداب وکوره و بادگیر
      در حیاط زیبای تابستانی

      ودست نوازشگر مادر بزرگ
      که همراه بانسیم
      نوازش میداد
      گیسوان مرا
      و میبرد مرا
      به شهر شیرین رویاها

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      زن ایرانی

      من زن ایرانیم
      در تلاشم برای رهایی
      از ظلم و نابرابری

      به جدایی مجبورم
      آه چقدر سخت است
      فرزند دلبندم دیگر از آن من نیست
      فرزندی که خون من در رگهای نحیفش جاریست
      با طپش های قلبش زیسته ام
      صدای نفسهایش رافهمیده ام
      وزنش را ماهها و روزها بخود آویخته ام
      و در انتظار ورودش
      دردی جانکاه را بجان خریده ام
      اکنون دستان من خالیست
      حوض من بی ماهیست

      سهم من حتی سقفی هم نیست
      که کمترین بهانه ی زندگیست
      اکنون در اوج بی پناهی
      محتاجی و تنهایی
      به که رو آورم
      به کجا پناه جویم

      میدانم که
      اینجا تنها زیستن
      محکوم است و مردود
      و نگاهها بسویم تحقیر آمیزو تیرگون

      ولی آیا کسی مرا خواهد فهمید؟
      آیا کسی دستان گرمش را در دستان سرد من خواهد گذاشت؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      من و او

      ميدانم بايد از نگاه ها پنهان شوم
      همچون خورشید در غروب

      و او نه

      میدانم باید رنگ سیاه بتن کنم
      چون شب های تاریک بی مهتاب

      و او نه

      میدانم من نمی باید بخندم و بخندانم
      همچون کودکان شوخ و شاد

      و او آری

      میدانم من همیشه لبانم رابا مهر سکوت باید….

      و او نه

      میدانم که من نمی توانم لب به تحسین کسی بگشایم
      و او آری

      مگر نه اینست که من

      حیات بخش اویم

      و اگر من نبودم

      او هم نمی بود؟

      مگر نه اینست که من مخلوق همان خالقم؟

      آیا من هم روزی خواهم توانست

      همجون پرندگان زیبا و خوش نوا

      آزاد زیست کنم؟

      و نغمه ی آزادی و عدالت را بسرایم؟

      آنوقت مرا نظاره کن

      ببین که من کجا رسیده ام….

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      کاش میشد تو بیایی

      کاش میشد تو بیایی
      تا از باغچه ی لبانم
      سبد سبد بوسه نثارت کنم
      گلهای نگاهم رو
      فرش زیر پات کنم
      تو گلدون قلبت
      نهال عشق ووفا بکارم
      گل های اعتماد رو
      دور و برش بذارم
      تو رو چون پرندگان زیبا
      ازاد و رها بذارم
      تابرسی به اسمون
      پیش خدای مهربون
      پیش خدای مهربون

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      ازدواج اجباری

      ای مهربان پدر من
      چراپیونداجباری برای من؟
      رهایم کن
      بگذار آزادانه بیاندیشم
      بگذار ازادانه برگزینم

      باور کن ، باور کن
      گر مجبور شوم
      با آنی که رسم و رسوم میگوید
      باآنی که معیارهای تو می سنجد،
      هرگز و هرگز هماغوش نخواهم شد
      با پرنده ی زیبای خوشبختی
      شور هستی ،طعم عشق و سرمستی
      و دربستر رویاهای پر شورو شیرینم،
      در جستجوی آنی خواهم بود
      که خود عاشقش بودم

      پس بیا بیا باز هم
      جلوترو جلوتر
      همراه با من
      وباآهنگ زمان گام بردار
      گلهای دوستی و محبت را
      در دستان مشتاق من بگذار
      و انگاه مرا نظاره کن……….

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      دختر بیگناه

      چهارده بهار از بهارش نمی گذشت

      هماغوش مردی شده بود

      که همپای پدرش خزان را دیده بود

      جنایتی علیه کودک و انسانیت

      و چه آسان پرواز کرد

      پرنده ی ارزوهای

      دخترکی معصوم و بیگناه

      همچون فرشتگان سپید آسمان

      که الماس جوانیش را

      در عنفوان جوانی بخاک سپردند

      و جز صدای سرد سکوت

      صدای دیگری بگوش نرسید

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      مورچه

      ازچشمان مورچگان باید فهمید
      فلسفه ی ناب زندگی را
      آنهابا جثه ای ظریف و نحیف
      موانع را در میگذرند
      هر اندازه بزرگ وخطیر

      تارسیدن به بالهای آرزو،
      هرگز رها نمی سازند
      سنگر خویش را
      در سربالایی ها
      سقوط، گلهای امیدشان را
      پرپر نمی سازد
      و ادامه میدهند بار دگر
      راه پر فراز ونشیبشان را
      پیوند آنها با یکدگر
      پیوندی آسمانی و ابدیست
      همچون مادری به کودک دلبندش
      هیچ موری تنها نمی زید
      تنها نمی جنگد
      باهم ودر کنار هم
      ادامه میدهند
      حیات پر معنای خویش را
      و آنها درپناه ممارست
      قویترین موجودات سیاره اند
      چرا که چندین برابر وزن خودرا
      بردوشهای نحیفشان میکشند

      بیاموزیم فلسفه ی زندگی را
      از مورچگان به ظاهر ناتوان

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      دوای درد

      عزيزم
      چرا به پزشگ مراجعه میکنی؟

      مگر نمیدانی

      که عشق پزشگ تست

      و آزادی دوای درد تو؟

      نسخه ی آزاديت را خودت بنويس

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      گفتگوی چهار شمع

      چهار شمع سرخ و سبز
      در فضا نور میپاشيد
      آرامشی دلپذیر
      نور را در مینوردید
      و میشدحرفهاشون رو فهمید
      اولی گفت
      اسمش صلحه
      ولی کسی رو توان اون نیست
      که روشناییش رو
      دوام بخشه
      و فرو رفت در عمق خاموشی
      دومی گفت
      نامش ایمونه
      دیگه نیازی نیست به وجودش
      و فرو رفت در عمق خاموشی
      سومی گفت
      نامش عشقه
      ولی نیست دگر اورا توانی
      رها کرده اند اورا
      ادمهای این دنیای فانی
      و فرو رفت در عمق خاموشی

      ناگهان کودکی
      اشگ در چشمانش درخشید
      و پرسید
      چرا خاموش گشتید؟

      شمع جهارم گفت
      با شعله ی سوزان من
      بانور بی پایان من
      خواهند بود قادر همه
      روشن کنند شمع هارا
      باردگر
      من امیدم ،من امیدم، من امید

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      بهانه

      وآفریدگار تو را همچون گلبرگی

      لطیف و ظریف آفرید

      تا شاهکار خلقت باشی

      ولی افسوس که

      همه ی گلبرگهایت

      را پرپر کردند

      تنها به بهانه ی لطیف بودنت

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      شاید اگر

      شایداگرورق های کاغذ

      وسکه های برنزی

      سرنوشت آدمیان را ورق نمی زد

      در گلستانی میزیستیم

      که همه ی گلهای ان همگون،

      رنگین و عطر آگین بود

      تمامی غنچه های دانش شکفته بود

      درخت آرزوها دست حقیقت را گرفته بود
      و نهال دشمنی دست دوستی را

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      تب بهار

      بهار است ، بهار است

      دریغا

      شکوفه ی بهار ما بیمار است

      شکوفه ی بهار ما تب دار است

      اینجا کسی در بند است

      عاشقی گنه کاراست

      مادری جدا ز فرزند است

      صدایش را اسمان فهمیده

      درحسرت عروسکی گریان کودکی

      آه نان سنگک هم گران

      صد هزاران سکه در هر سوی چاه

      دست ها سوی آسمان

      دست ها سوی اسمان

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      شهر من

      دلم برای شهرمون تنگ شده

      برای پینه دوز و بقال سر خیابون

      برای حلبی ساز وشیرینکار

      برای اوای سید نصرالله بستنی فروش

      برای یاسها وبنفشه های خونمون

      برای شبدر های باغمون

      برای برف وشیره در زمستونها

      برای بازار مسگرها

      برای مشهد قالی و قالی شوران

      برای چراغانی امام زمان

      برای اب انبارهای توی گذر

      برای اکبر مشدی سر گذر

      برای اوای اذان

      برای پاسبان

      برای زن شکر لب کهنه بخر

      برای همبازیها

      برای خونه بازیها

      برای باغ شاه فین

      با فواره ها وچشمه هاش

      برای حمام امیر کبیر

      میدونی چرا امیر کبیر……؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      غریب

      ما در اینجا غریبیم، غر یب

      با قلبی لبریزاز امید وارزو

      اما محکوم

      محکوم به ماندن در حاشیه ها

      ما همه پرباریم

      ولی کسی مارا ارج نمی نهد

      ما لایقیم

      ولی محکوم

      چون غریبیم

      خدایا چگونه میتوانیم

      زین بند رهایی یابیم

      و به ارزش های واقعی خود دست یابیم ؟

      چگونه میتوانیم افکار را جهانی کنیم؟

      وبه دنیا بگوییم که ما همه انسانیم ویکسان

      چگونه؟

      چگونه؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      هموطن

      افتخار من ایران است

      افتخار تو ایران است

      سرزمین من ایران است

      سرزمین تو ایران است

      من و تو زیک اب و خاک و سراییم

      من و تو با یک زبان سخن میسراییم

      من و تو ز یک دین و آیینیم

      پس چرا ز یکدگر جداییم؟

      چرا خود را ز دیگری مهتر بدانیم؟

      تو میدانی که درمیان غریبه ها جایی نداریم

      پس چرا جدایی

      چرا بی همزبانی

      ایرانی از خود ماست

      جدایی از او خلل ماست

      ایرانی افتخار ماست

      کوروش و داریوش مال ماست

      حافظ وسعدی راه ماست

      مولانا راهبر ماست

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      یار وفادار

      چرا هیچکس یار ما نیست؟

      همدم و همراز مانیست؟

      اگر هم یار ما شد

      سرشتش بیوفایست؟

      چرا باید گلی ازشاخه ای چید

      و در اندک لحظه ای با پای کوبید؟

      مگر گل صاحب احساس نیست

      چه کم دارد ز گلهای دگر؟

      که او را اینچنین کردی دربدر؟

      ایا ندارد از برای تو ثمر؟

      پس بگو یار میخواهی یا ثمر

      همدم و غمخوار میخواهی یا ثمر

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      قطره های اشگ

      ای قطره ها ی اشگ ببارید

      و مرا از غم رها سازید

      چگونه بی وجودتان بار سنگین غم ها را بدوش بکشم؟

      و آرامش خاطر پذیرم؟

      آسمان دل من ابری است

      ببار یدتا آسمانی صاف و نیلگون را در زوایای قلبم نقاشی کنم

      بر گونه های بیرنگم فرو ریزید

      وبشویید گرد وغبار دلم را

      همانند باران

      که میشوید غبار پنجره هارا

      وانگاه مرا به دنیای رستن ها وشکفتن ها خواهید برد

      به باغی سر سبز و شاداب از طراوت باران خواهید برد

      من قدرشما را میدانم

      ای قطره های اشک

      من قدر شما را میدانم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif


      کاش میشد در کوهستان بمانم

      به کوهستانی زیبا و روح افزا

      رسیده ام

      آرامشی دلپذیر حکمفرماست

      از پنجره به بیرون مینگرم

      پرواز دسته جمعی پرندگان مهاجر،

      آسمان نیلگون و کوههای سراسر سبز

      که با نور نقره فام آفتاب
      مزین شده

      چشمانم را نوازش میدهد

      آهنگ دلپذیر زنگوله ی گاو ها

      موسیقی دلنشینی را مینوازد.

      در اینجا از آدمیانی که

      کلامشان و لبخندشان

      دروغین است خبری نیست

      آدم های ریا کار و پنهانکار

      آدمهایی که به فرمان خود نمی زیند

      و در زندان قید وبند اسیرند

      آدم های معتاد و روسپی

      آدم های خالی از عواطف انسانی

      که همچون عروسکهای متحرک به هر سو روانند

      و نقشه ی ویرانی تو را در سر میرورانند

      آدمهاییکه از ترس چشم زخم تو را از خود میرانند

      اینجا کسی بیکار نیست

      کسی در غم نان وآب نیست

      از تبعیض نژادی ، مذهبی خبری نیست

      از فقر و بی عدالتی اثری نیست

      از جنگ و خشونت هم خبری نیست

      کاش میشد در کوهستان بمانم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      معبود

      من معبود خودرا

      درماه عالمتاب

      در طلوع آفتاب

      در تولد ستارگان

      در پرواز پرندگان

      در نطفه ی یک گیاه

      در شوق یک نگاه

      در تپش های دوقلب مهربان

      و در نگاه آب و آینه می جویم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      سفره

      می گوید

      ایمان دارد

      سفره ی نذری

      پهن کرده بود

      دست طاغوت را

      از پشت بسته بود

      در دیار فرنگ

      سفره ای هزار رنگ

      رنگ و وارنگ

      خرماهاش میوه ی خودنمایی بود

      حلواهاش تجاری بود

      آجیلای مشگل گشاش
      بازار دوست یابی بود

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      راز هستی

      ای درخت زیبا و رعنا
      با توسخنی دارم
      من تو را عاشقم
      راز هستی را در تو می یابم
      دلم میخواهد از تو قایقی بسازم
      و بر پهنه ی دریاهای بیکران
      در شبهای زیبای مهتاب برانم
      و در ان قایق
      تمام الات موسیقی را
      از تو بسازم و بنوازم
      دلم میخواهد دوباره
      روی نیمکت هایت بنشینم
      و خاطرات تلخ و شیرین درس و مدرسه را
      مرور کنم
      دلم میخواهد از تو کتابخانه ای بسازم
      با همه ی کتابهای عالم در کنار هم
      آنگاه در کنار رقص شعله ها ی اتش تو
      کتاب بخوانم
      و در زیبا بهاران درزیر چتر ی از سایه ات

      بخواب روم

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      به مادرم

      یاد اون روزهای خوب
      من و تو باهم بودیم
      توی یک باغ
      بزرگ
      با درخت های سرخ انار
      با حوض فواره ای ، با حوضخونه ، با جوی آب

      من روی نیمکت باغ
      با عروسکهام میرفتم به سفر
      عذرا کوچیک جارو میزد اب میپاشید
      ظهر که میشد
      قیمه ریزه چه خوشمزه
      غروبها بشوق دیدن تو
      می اومدم ز مدرسه
      زیر یک کرسی داغ
      با مجمعه ، با طاس کباب

      گرچه ازت دور شدم
      وچراغهای رابطه بی نور
      ولی میدونم
      تومنو دوست داشتی
      خیلی خیلی دوست داشتی

      به شوق دیدن تو
      میومدم به ایرون
      هروقت میومدم پیشت
      تو میگفتی به من
      بازم بیا منو ببین
      اخرین باری که منو دیدی
      گفتی به من
      خوب شد اومدی چه
      تو را هم دیدم من

      انگار بهت الهام شده بود
      این اخرین باریه که منو می بینی

      در نامه هات برام نوشتی
      عدالت رو دوست داری
      ومن حرفت را در زوایای ذهنم حک کردم

      دلم میخواد یکبار دیگه
      در اغوشت بگیرم
      و باهات راز و نیاز کنم
      شاید تو هم رازی داری
      و میخوای به من بگی

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      تاریخ تولد

      آه
      در ضیافت پر شکوه دنیا
      چقدر زیباو پر معناست
      بی مرزی میان انسانها
      چه اهمیتی دارد
      تاریخ تولد!
      و چه سحر انگیز است
      عشق ورزیدن
      منهای تاریخ تولد
      تحول باورها
      و تحول نگاه بسوی انسانها
      انسانی که جوهر وجودش
      با تو یکیست
      چه فرقی میکند
      سالخورده یا جوان
      انسانیست بسان تو
      با خصلت های انسانی
      همانند مرواریدی غلتان
      درون صدفی پنهان
      و نیازمند دستان پر مهرت
      دستانت را از او دریغ مدار….

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      سد سر راه دو عاشق

      خداوندا

      چیست این سد سر راه دو عاشق؟

      مهریه ، جهیزیه

      عروسی های چشم و همچشمی گرایانه

      چه سود حاصل ز مهریه؟

      که زن نیست کالا درین حیطه

      مهر ورزیدن بیاموزیم

      چراغ دل برافروزیم

      گلها همه پژمردند

      زیر بار جهیزیه

      و اکنون بدوزیم

      پیراهن سپید دانایی را

      با شکوفه های عشق و شادمانی

      گلهای صداقت و مهربانی

      و برافرازیم پرچم

      برابری و یگانگی را

      تا سر برآرند برون

      گلهای زیبای جاودانی

      در سبز بهاران زندگانی

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      من او ر ا خواب دیدم

      من او را خواب ديدم

      و ما بخشيديم یکدگر را

      نه خطایمان را

      و نه عشقمان را

      بلکه عقایدمان را

      من او را خواب دیدم

      ولی او مرا خواب ندید!

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      مرگ پرنده ی گفتگو

      زمان
      زمان مرگ پرنده ی
      گفتگوها
      و گلهای زیبای احساس و عاطفه هاست
      تبریک و تهنیت
      با پست الکترونیک
      سوگواری و تسلیت
      با پست الکترونیک
      ایا بلبلی به سراغ گلی خواهد رفت؟
      آیا کسی صدای زیبای زوجهای عاشق را
      در چهار دیواریها خواهد شنید؟
      آیا کسی بر بالین بیماری رنجور
      تکیه خواهد زد؟
      ایا همسایه با لبخندی شیرین
      به همسایه خواهد گفت:
      سلام، صبح شما بخیر؟

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      کعبه در قلبهای آتشین شماست

      سخن از سرپوش است
      سخن از اعدام گل نیست
      سخن از سنگسار بلبل نیست
      سخن از رنگ و ریا
      رشوه و ربا نیست
      ای رهگذران سرزمین آفتاب
      کعبه در قلبهای آتشین شماست
      بزدایید اینه ی دلهایتان را
      از زنگار تیرگی ها
      تا بنگرید عکس رخ ماه را
      در آینه ی جام دلها

      http://www.gigaimage.com/images/duzxk63oogt29amiw33n.gif

      2 دیدگاه اوت 12, 2009

      صفحه‌ها

      دسته‌ها

      پیوندها

      فرا

      گاه‌شمار

      مه 2012
      د س چ پ ج ش ی
      « اوت    
       123456
      78910111213
      14151617181920
      21222324252627
      28293031  

      نوشته‌ها بر اساس ماه

      نوشته‌ها بر اساس دسته

       
      دنبال‌کردن

      هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.